Drawing by Anwar Ghoubari

چرا بسیاری از کودکان هنوز از حقوق اولیه خود محروم هستند؟

دوران کودکی دوره ای از زندگی انسان است که باید با معصومیت، عشق، حقیقت و آرامش همراه شود. همه این چیزها به طور”طبیعی” در درون کودک است. کودکان توانایی یادگیری بسیاری از چیزها را دارند که بر رفتار آینده و کل زندگی آنها تأثیر می گذارد. اگر والدین از آنها مراقبت کنند و بهترین ها را به آنها ارائه دهند، در آینده به افرادی قوی و با اعتماد به نفس تبدیل خواهند شد.

دوران کودکی، دوران صلح و آرامش است، زیرا کودک معنای نفرت را نمی داند. به عنوان مثال ممکن است والدین از رفتار فرزندان خود عصبانی شوند، اما لحظاتی بعد می توانید آنها را در حال آغوش گرفتن و بازی کردن با فرزندان ببینید. بنابراین ما درک می کنیم که والدین می توانند بر فرزندان خود قدرت داشته باشند. کودکان با بزرگ شدن در جامعه چیزهای زیادی یاد خواهند گرفت، بنابراین خانواده آنها باید محیطی سالم و امن را فراهم کند.

کودکان حقوق متعددی دارند و به نظر من مهمترین آن ها عبارتند از:

محافظت در برابر خشونت: خشونت یک مشکل جهانی است که منجر به نتایج منفی می شود. هنگامی که کودک در دوران رشد خود خشونت را تجربه می کند، ممکن است مجبور شود با برخی از مشکلات سلامت جسمی و روانی مانند افسردگی، چاقی، سوء مصرف الکل یا مواد مخدر دست و پنجه نرم کند یا به خود آسیب برساند. به نظر من قوانین مهم هستند و برای حمایت از کودکان باید سختگیرانه باشند.

حق استراحت و اوقات فراغت: بازی کردن برای کودکان بسیار مهم است، زیرا به آنها کمک می کند تا سلامت جسمی و روحی خود را بهبود بخشند. با تعامل با کودکان دیگر، توانایی رو به رو شدن با موقعیت های جدید و حل مشکلات را به دست می آورند. کودکان باید به بسیاری از فعالیت های مختلف دسترسی داشته باشند تا بتوانند مهارت های خود را ارتقا و بهبود بخشند.

دسترسی به آموزش (تحصیلات) و پیشگیری از کار کردن کودکان: اهمیت آموزش (تحصیلات) فراتر از یک بحث است و به یک اصل در موافقت نامه های بین المللی تبدیل شده است. تحصیلات در مراحل اولیه نقش مهمی در تقویت مهارت های شناختی دارد. حق تحصیل کودک ضروری است.

والدین می توانند مدرسه فرزندان خود را با توجه به وضعیت مالی خود انتخاب کنند. همچنین، قانون باید والدین را موظف کند که اجازه دهند فرزندانشان تحصیلات خود را تکمیل کنند، که منظور فارغ التحصیلی از دبیرستان است. از جمله موانعی که کودکان در تلاش برای احقاق حق تحصیل خود با آن ها روبرو هستند، دلایل امنیتی و اقتصادی است.

به خاطر داشته باشید که کشورهایی وجود دارند که جنگ دلیل توقف بسیاری از خدمات عمومی است (سوریه، افغانستان و سایر کشورها). بسیاری از کودکان در جستجوی آینده ای بهتر کشور خود را ترک می کنند. آنها می خواهند تحصیلات خود را تکمیل کنند، اما در همان زمان با مشکلات دیگری نیز روبرو هستند: سازمان هایی که به آنها کمک می کنند، فرصت های آموزشی کافی را که برای نیازهای آموزشی ویژه آنها مناسب باشد را ارائه نمی دهند، یا حمایت مالی کافی ارائه نمی دهند. این واقعیت آنها را وادار می کند که دوباره تحصیل را ترک کنند و برای گذران زندگی به دنبال کار بگردند.

آنها همچنین حق دارند با خانواده خود زندگی کنند و این یکی از مهمترین حقوقی است که خردسالان بدون همراه (بی سرپرست) فاقد آن هستند. کسی نیست که در کنار آنها بایستد و پاسخگوی نیازهای آنها باشد و این باعث ترس، استرس و نگرانی آنها می شود.

نمونه بارز کودکانی که از این حق حضور در کنار خانواده محروم شده اند، کودکانی هستند که نمی توانند والدین خود را در کشورهای همسایه اروپایی ملاقات کنند. این رویه ها تحت مقررات دوبلین 3 اتحادیه اروپا اجرا می شوند و گاهی اوقات درخواست برای الحاق خانواده رد می شود. اگر اعضای خانواده آنها رسماً به مراقبت و محافظت از این کودکان رضایت دارند، سؤال این است: چرا اداره پناهندگی درخواست های افراد زیر سن قانونی را رد می کند، اگرچه آنها حق دارند با خانواده خود زندگی کنند؟

این سوال من در هنگام نوشتن این مقاله است …

انور غباری