Photo by Morteza Rahimi

گزارشی از کمپ اسخیستو در قرنطینە 

احتمالا تصور دو هفتە قرنطینە شما را مضطرب می سازد. نگران نباشید، این قرنطینە فقط برای پناهندگان ساکن در کمپ اسخیستو می باشد. 

خیلی ها دلشان برای دوستانشان و همچنین لذت برقراری ارتباط  با دیگران ، تنگ شدە است. این فقط  مختص یک کمپ نیست. بسیاری از کمپ های پناهندگان در اطراف استان آتیکی ( آتن) در چنین شرایطی بە سر می برند. برای یک بار دیگر پناهندگان بایستی هزینە ی اشتباهات دیگران را بپردازند. 

غروب روز هفتم سپتامبر پلیس دروازە های ورودی کمپ اسخیستو را بست. شایعە ای مبنی بر وجود یک مورد ابتلای بە کرونا در کمپ شنیدە می شد. اما کسی آن را جدی نمی گرفت. همە فکر می کردند کە فقط برای یک شب این اتفاق افتادە است. اما من احساس می کردم  مشکلی وجود دارد. چند روز پیش با طلوع آفتاب بیدار شدم  و یواشکی برای یک نرمش صبحگاهی بیرون رفتم. معمولا وقتی  برای دیدن مادر و برادر کوچکم بە کمپ می روم میلی برای نرمش صبحگاهی ندارم. اما  آن روز دوست داشتم وقتی کە بیشتر ساکنین کمپ در خواب هستند کمی کمپ را ببینم. گویی با این کارم می خواستم خودم را گول بزنم  و بە خودم بقبولانم کە همە چیز طبیعی بە نظر می رسد. اما اینگونە نبود. 

وقتی چشمم بە جمعیت زیادی افتاد کە بیرون دفتر مدیریت جمع شدە و منتظر آمدن وی بودند و همچنین افرادی را کە برای رفتن بە سر کارشان یا ورود بە کمپ ،  پشت درهای بستە ماندە بودند، دیدم.  متوجە شدم کە رسما در قرنطینە قرار گرفتە ایم. 

ناگهان زیر پاهایم را خالی احساس کردم و ذهنم تهی از همە چیز شد. نمی توانستم تکان بخورم یا چیزی بگویم. چیزی شبیە حملە ی پانیک. تنها چیزی کە در آن لحظە بە ذهنم رسید این بود کە من اینجا زندگی نمی کنم و باید از کمپ خارج شوم. اما بیرون رفتن هم واکنش مناسبی نبود. بدیهی است کە بایستی همە در خانە بمانیم. مهم نیست کە آیا  من سالم هستم یا خیر. بایستی من هم جزیی از یک کل باشم و زندگی دیگران را بە خطر نیندازم و بار سنگین جدیدی بر دوش  سیستم بهداشت و درمان مستهلک کنونی قرار ندهم. 

مورد تردید قراردادن  واقعیت ها و پناه بردن بە تئوری توطئە ، راه حل سریع و آسانی است  کە وقتی در تنهایی خود غرق در افکارمان هستیم بە ذهنمان خطور می کند. وضعیت کنونی  مثل زمانی کە تمام کشور در قرنطینە بود، نیست. آن  دوران یک تجربە ی متفاوتی بود. اما این قرنطینە بیشتر بە زندان شبیە است. درها قفل هستند و پلیس کمپ را تحت محاصرە ی خود درآوردە است.  در دوران قرنطینە ی عمومی در همە ی مناطق  اجازە ی خروج برای رفتن بە سوپر مارکت دادە می شد. اما شرایط کنونی متفاوت است. 

همە چیز از وقتی شروع شد کە پناهندگان  بی خانمان را پس از چند ماه  از پارک ویکتوریا بە  اسخیستو و کمپ های دیگر منتقل  کردند.  آیا از آنها تست کرونا گرفتە شد؟  مسول این اشتباه چە کسی است؟ بایستی چە کسی را بە خاطر این موضوع  متهم کنیم ؟ پناهندگان یا دولت را ؟ چند روز پس از انتقال آنها بە کمپ ،  اولین مورد ابتلا بە ثبت رسید. آیا کسی بە ما اهمیتی می دهد؟ ما هم انسان هستیم. بالغ بر ١٠٠٠ نفر در رنج و عذاب هستند. برخی از آنها مشاغلشان  را بە خاطر اشتباه دیگران از دست دادند. سرنوشت مردم بومی برای  دولتمردان اهمیت دارد. پس  تکلیف افرادی کە در کمپ ها و خوابگاه ها زندگی می کنند چیست ؟  

مرتضی رحیمی